خرید بک لینک

پدر رفتی...

ما ماندیم و حجم بزرگی از ماتم های تلنبار شده در دل...

ما ماندیم و همه آن حسرت هایی که تنها

با یک در آغوش کشیدن می ریخت.

کاش نبودم آن وقت که پیکرت را بر میداشتم

تو خود می دانی چقدر سختم بود

و پیر شدم تا بزارم میان بستر آخرت؛

به پهلو بخوابانمت و شانه ات را تکان دهم..

تا تلقینت دهم... تا... تا .. یادت هست پدر؟

تو همانی بودی که با یک تکان بیدار می شدی...

چقدر تکانت دادم و صدایت در نیامد...

حیف شدی پدر..حیف شدی...

پدر رفتی...

ما ماندیم و حجم بزرگی از ماتم های تلنبار شده در دل...

ما ماندیم و همه آن حسرت هایی که تنها

با یک در آغوش کشیدن می ریخت.

کاش نبودم آن وقت که پیکرت را بر میداشتم

... کاش..کاش... کاش

تو خود می دانی چقدر سختم بود

و پیر شدم تا بزارم میان بستر آخرت؛

به پهلو بخوابانمت و شانه ات را تکان دهم..

تا تلقینت دهم... تا... تا .. یادت هست پدر؟

تو همانی بودی که با یک تکان بیدار می شدی...

چقدر تکانت دادم و صدایت در نیامد...

حیف شدی پدر..حیف شدی...

انگار نه انگار تنهایم گذاشتی و رفتی...

آرام آرام گرفته ای میان بسترت...

من ماندم و غم بزرگ بی پدری

برچسب: نویسنده: آروین مهدوی تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 0:29

صفحه بندی