هنوز باور نکردم... ولی میتونم یتیم ها رو درک کنم نمیتونم احساسمو بگم... وقتی دیگه پاهام توان ایستادن ندارن و دیگه پدری هم نیست که کمکت کنه وقتی مادر رو می بینی که ذره ذره داره آب میشه وقتی دیگه دست پدر نیست، که گاهی با گرمای دستای مهربونش نوازشت کنه وقتی باید تمرین کنی تا دیگه بعضی کلمات و جملات رو ...
سوم ، هفتم ، چهلم، سالگرد ، یک عمر، مرگ، داغ نبود تو سرد نمی شود که نمی شود هر روز در آینه به خودم تسلیت می گویم. منم متاسفانه هنوز زنده ام. دلم خیلی واست تنگه پدر کاش زودتر بیام پیشت